تبليغاتX
ستاره تنها
 

خداحافظ

خداحافظ گل لادن تموم عاشقا باختن

 

ببین هم گریه هام از عشق چه زندونی برام ساختن

 

خداحافظ گل پونه گل تنهای بی خونه

 

لالایی ها دیگه خوابی به چشمونم نمینشونه

 

یکی با چشمای نازش دل کوچیکمو لرزوند

 

یکی با دست ناپاکش گلای باغچمو سوزوند

 

تو این شب های تو در تو خداحافظ گل شب بو

 

هنوز آوار تنهایی داره میباره از هرسو

 

خداحافظ گل مریم گل مظلوم پر دردم

 

نشد با این تن زخمی به آغوش تو برگردم

 

نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم

 

از این فصل سکوت و شب غم بارونو بردارم

 

نمیدونی چه دلتنگم از این خواب زمستونی

 

تو که بیدار بیداری بگو از شب چی میدونی

 

تو این رویای سردرگم خداحافظ گل گندم

 

تو هم بازیچه ای بودی تو دست سرد این مردم

 

خداحافظ گل پونه که بارونی نمیتونه

 

طلسم بغضو برداره از این پاییز دیوونه

 

خداحافظ

 

اگه بتونم بهتون سر میزنم ولی الان دیگه نمیتونم بمونم باید برم


 

نوشته شده توسط ستاره تنها در دوشنبه هفتم مرداد 1387 ساعت 18:15 موضوع | لینک ثابت


دوراهی

وقتی میگیم دوراهی یاد چی میفتیم؟یاد موندن یا رفتن یاد پذیرفتن یا رد کردن یاد بلاتکلیفی یاد...

دوراهی مثل یه جاده خاکی میمونه که دوشاخه شده و هیچ تابلویی اونجا وجود نداره که راهنماییت کنه هیچ بلدی وجود نداره که راهو بهت نشون بده تک و تنهایی همش تا نیمه یکی از راهها میری خیال میکنی اشتباه رفتی برمیگردی.

سخته خیلی سخته نمیتونم انتخاب کنم نمیدونم چی کار کنم کسی نیست تو این جاده خاکی هیچ کس نیست هیچ کس نیست راه درستو نشونم بده.قبلا یکی بود هیچ وقت نمیذاشت بیراهه برم همیشه میتونستم با کمک اون راهو از بیراهه تشخیص بدم تنها نبودم همیشه باهام بود دوستم داشت هرچی که میخواستم اگه به صلاحم بود بهم میداد اما نمیدونم چی کار کردم دیگه نگامم نمیکنه همش صداش میکنم صدامو نمیشنوه شایدم دیگه دلش نمیخواد صدامو بشنوه شاید ازم خسته شده من که جز اون کسیو نداشتم پس چرا تنهام گذاشته؟اون که میدونست همه کسمه همه چیزمه تمومه زندگیمه میدونست که بدونه اون بودنم هیچ معنیو مفهومی نداره پس چرا روشو از من برگردوند؟اون که میدونست هربلایی سرم بیاره هیچ وقت اعتراضی نمیکنم چون دلم نمیخواست ازم دلگیر بشه چون جز اون همدمه دیگه ای نداشتم.

داد میزنم میگم خدا جونم چرا تنهام گذاشتی؟چرا دیگه نگام نمیکنی؟من که جز تو کسیو نداشتم مگه همیشه با تو درد و دل نمیکردم؟تموم حرفای دلمو به تو میگفتم چون قابل اطمینان تر از تو پیدا نکردم حالا چی شده؟ازم خسته شدی؟صدام واست تکراری شده؟دیگه دلت نمیخواد گوش کنی ببینی چی میگم؟پس من چی کار کنم؟برم حرفامو به کی بزنم؟

باشه دیگه هیچی نمیگم انقدر حرف نمیزنم تا دق کنمو بمیرم هیچی ازت نمیخواستم جز اینکه تنهام نذاری چیزه زیادی بود؟باشه دیگه اینم نمیخوام تنها میمونم تا از تنهایی بمیرم.

تموم دلخوشیم تو این دنیای کثیف میون آدمای بی معرفتش تو بودی حالا که دیگه نگامم نمیکنی منو از رو زمین بردار دیگه نمیخوام بمونم خسته شدم خسته ی خسته.

ای خدای مهربون دلم گرفته

با تو شعرام همگی رنگ بهاره

وقتی نیستی همه چی تیره و تاره

کاش ببخشی تو خطاهامو دوباره

ای خدای مهربون دلم گرفته

از زمینو آسمون دلم گرفته

آخه اشکامو ببین

 دلم گرفته

تو خطاهامو نبین

 دلم گرفته

تو ببخش فقط همین

 دلم گرفته


 

نوشته شده توسط ستاره تنها در شنبه پانزدهم تیر 1387 ساعت 6:32 موضوع | لینک ثابت


آسایش؟؟؟!!!

مترو وسیله ایست برای آسایش ملت حالا آسایش یعنی چی؟

یعنی اینکه وقتی سوارش میشی میتونی فشار قبرو تجربه کنی میتونی لگد خوردن شیرجه زدن شوتیده شدن رو تمرین کنی.وباز هم خانم ها مورد ظلم واقع میشن چون فقط 2تا کوپه مخصوص خانماست موقع آمار دادن تعداد حانم ها و آقایون میگن خانما تعدادشون از آقایون بیشتره اما موقع ایجاد امکانات رفاهی میشه نمیدونم چرا خانما کم میشن یه وقت نگین که رفت و آمد آقایون بیشتره که باید بگم الان هم خانمای شاغل زیاد شدن هم اینکه دانشجوی دختر خیلی بیشتر از پسره.بعضی از این آقایون چشم ندارن همین 2تا کوپه رو هم ببینن میان سوار میشن تو قسمت خانما بعد که بهشون میگیم چرا اومدین اینجا برین قسمت آقایون میگن خانم مارو بدزدن شما جواب میدین؟!!!!!!!!!!!!!!آخه یکی نیست بگه کی میاد زن تورو بدزده خوبه حالا عتیقه متیقه نیست یه بار سوار مترو بودم که یه دختره با نامزدش اومد قسمت خانما بعد ییهو قطار ترمز کرد پسره با آرنجش کوبید تو کمر من منم خانمی کردم هیچی نگفتم ولی خیال کرد که نفهمیدم اون بوده با ترس و خجالت یواش یواش رفت نزدیک قسمت آقایون منم وقتی خواستم پیاده بشم یه چشم غره بهش رفتم حساب کار اومد دستش.

مترو خراب میشه نمیاد نمیاد(مترورو میگم)میان میان زیاد و زیادتر میشن(مسافرارو میگم)بعد که قطار میرسه ملت به صورت کاملا mp3 سوار میشن به طوری که یکی از بیرون باید هلشون بده تو تا در بسته بشه.

این وضع مترو های داخل شهر بود اگه صبح بری سوار متروی کرج بشی یه لحظه خیال میکنی خوابگاه سیاره.هرکسی 3تا صندلی کنار هم رزرو میکنه روش دراز میکشه یا پاشو دراز میکنه خیال میکنن خونه خالس نمیگن مردم میخوان بشینن.تو این قطار هم با تمام بزرگیش آسایش وجود نداره چون اگه بخوای بری قسمت خانما باید قید مغزتو بزنی انقدر حرف میزنن تا مخت خورده شه اگرم بخوای بری قسمت آقایون بلانسبت بعضی از آقایون چشم آدمو از کاسه در میارن.یارو تو شب عینک دودی زده بود داشت نگاه میکرد منم پیش خودم گفتم اگه تا مقصد سرپا وایستم خیلی بهتره تا زیر نگاه یه آدم؟؟!!!!!!!!!!!!!بی شعور باشم.

نمردیم معنی آسایش رو هم فهمیدیم.


 

نوشته شده توسط ستاره تنها در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 ساعت 7:54 موضوع | لینک ثابت


تولد در تنهایی

از همه عذر خواهی میکنم که یه مدت نبودم و نتونستم بهتون سر بزنم آخه هم امتحان دارم هم اینکه کامپیوترم مشکل پیدا کرده بود در هر صور ت ببخشید.شرمنده اگه آپم مال چند روز پیشه

 

15خرداد 1368 همه دلشون خون بودو چشاشون اشک همه میخواستن تو مراسم فوت امام شرکت کنن تو این گیرودار یکی میخواست پاشو بزاره تو این دنیا هیچکس از اومدنش خوشحال نبود آخه خیلی بدموقع داشت میومد خوب دست خودش نبود که.دنیا اومد اما تو تنهایی, همه رفته بودن برای مراسم فوت امام اگه مامانشم میتونست میرفت.از همون موقع با تنهایی آشنا شد.بزرگ شد بزرگ شد همین طور که بزرگ میشد میفهمید که روز تولدش چه روزیه همه بهش میگفتن تو چه قدر نحسی آخه اینم موقع دنیا اومدن بود تا تو اومدی امام فوت کرد و اون هیچی نداشت که بگه.

فقط غصه میخورد به خدا می گفت:خدا جون چرا منو تو این روز آوردی تو این دنیا؟خواستی تحقیر بشم؟خواستی همه بهم بگن که نحسم؟ تو این 365روز سال حتما باید همیچین روز و همچین سالی به دنیا میومدم؟ای کاش که نمیومدم که انقدر نکوبن تو سرم که تو نحسی.

غصه میخورد تنها دوستی هم که داشت همون تنهایی بود آخه از بدو تولدش باهاش آشنا شده بود.الان که بزرگتر شده دیگه براش عادیه دیگه براش مهم نیست که کی چی میگه تازه از تاریخ تولدشم خیلی خوشش میاد چون یه روز و یه ماه و یه سال خاصه.دلش میخواد تو همون روز چشماشو روی این دنیای بی معرفت و آدماش ببنده.ولی یه چیزی واسش مبهمه اینکه آیا موقع مرگشم تنهاست؟ولی خوب به فرضم تنها نباشه آیا فایده ای هم داره؟دیگه دردی ازش دوا نیمشه.اون به آدمای اطرافش توی این دنیا احتیاج داره نه اون موقع که زیر خروارها خاکه.

میخواین بدونید که اون نی نی کوچولو کیه؟همتون میشناسینش الان واسه خودش خانمی شده آره درست فهمیدید ستاره تنهاست.


 

نوشته شده توسط ستاره تنها در دوشنبه بیستم خرداد 1387 ساعت 6:25 موضوع | لینک ثابت


دختر یا پسر مسئله این است

به نظرتون بين پسر و دختر تفاوتي نيست؟به نظر من كه هست يعني با اين چيزايي كه تو جامعه و رفتارهاي مردم ميبينم ميفهمم كه تفاوت و تبعيض بيداد ميكنه.هنوزم رگ و ريشه هاي دوران جاهليت تو جامعه الان ما هم وجود داره.پسر هركاري دلش ميخواد ميكنه هرجا دلش ميخواد ميره اجازه داره داد بزنه اجازه داره زور بگه اما...اما دختر بيچاره بايد زندوني بشه تو خونه تنها راهي كه تو عمرش رفته راه مدرسه تا خونس يا خيلي ديگه بخواد وسعت پيدا كنه راه دانشگاه تا خونس.درسته الان ديگه دخترارو زنده به گور نميكنن اما همين كه اجازه ندارن حتي يه نصف روز رو با دوستاشون باشن يا يه ذره اونورتر از راه مدرسه تا خونه رو ياد بگيرن فرقي با زنده به گور شده هاي عصر جاهليت ندارن.وقتي ميخوان برن بيرون بايد از هفت خان رستم رد بشن تا تازه برسن به در خونه همه سين جيمش ميكنن كجا ميري؟ با كي ميري؟ كي مياي؟ از اينور برو از اونور نرو...انقدر نصيحتش ميكنن تا ديگه پشيمون ميشه بره بيرون.ميدونيد مادر پدرا هم تقصير ندارن به بچشون اطمينان كامل دارن اما به جامعه و آدماش اعتماد ندارن ميترسن يه وقت يه گرگ آدم نما بخوره به پست بچشون جامعه ماهم  يه طوريه كه دختر با ترس و لرز سوار ناكسي ميشه ساعت 9شب به بعد نبايد بيرون باشه ووو....

يه پسر  هركاري براي دفاع از خودش ميكنه ميزنه,ميخوره,سلاح سرد حمل ميكنه تازه شايد زد با همون سلاح سرد يكي رو هم كشت اما اگه دختر براي دفاع از خودش  يكيو بزنه سريع براش حرف درميارن ميگن ديدين دختررو افريته بود وحشي بود انگار ننه بابا نداشته انگار تو خيابون بزرگ شده و هزارتا چيز ديگه.وقتي بخواد با دوستاش بره گردش كوفتش ميشه برميگرده آخه تمام پاركا و مكانهاي تفريحي رو ولگردا پر كردن هر طرف ميرن ميخوان دختراي بيچاره رو اذيت كنن بعدشم همه ميگن نه اگه دختر سرسنگين باشه كسي كار به كارش نداره.به نظر من همچين چيزي درست نيست به نظر من اگه يه دختر بخواد كسي بهش تيكه نندازه و اذيتش نكنه بايد بشه پسر بايد راه رفتنش حرف زدنش طرز نگاه كردنش رو عوض كنه يعني بايد هويتشو زير پاهاش له كنه به خاطر چي؟به خاطر اينكه تو اين جامعه كه همه صورتك دارن بتونه راحت رفت و آمد كنه.

تازه خانم ها تو جامعه هم محدودن و از انجام دادن خيلي از كارا منع شدن مثلا يكيش همين رفتن به استاديوم براي تماشاي فوتبال يا هر ورزش ديگه اي.من هميشه اين سوال تو ذهنم بود كه چرا خانم ها اجازه ندارن برن استاديوم كه بالاخره به يه جواب عجيب از يك منبع معتبر رسيدم ميگن مراجع گفتن به دليل اينكه بازيكناي فوتبال با شورت ورزشي هستن و پاشون معلومه اگه خانم ها ببينن گناه محسوب ميشه ولي چون در تلويزيون تصوير 3ثانيه با تاخير ميرسه اون بازي فيلم محسوب ميشه و اشكال شرعي نداره.آخه شما قضاوت كن اينم شد دليل پس فيلماي مبتذل اصلا مورد شرعي ندارن ديگه آره؟

و در اينجا چيزي نميتونم بگم جز اينكه خدايا خودت يه فكري به حال ما و جامعه ما بكن و ميدونم در جواب خدا ميگه:حال هيچ قومي را دگرگون نخواهم كرد تا زمانيكه خود آن قوم حالشان را تغيير دهند(سوره رعد آيه11)و من به خدا ميگم ما ميخوايم اما دستمون به هيچ جا بند نيست و زورمون خيلي كمتر از دزداي تو جامعه است و اگه حرفي بزنيم يا كاري بكنيم سرمون رو ميكنن زير آب.

اين مطلب اصلا راجع به همه صادق نيست يعني دختر بد هم پيدا ميشه پسر خوب هم وجود داره اما من كلي گفتم از دوستان عزيز ميخوام كه ناراحت نشن و به دل نگيرن اين يه دستور از طرف آجي كوچولوي شماست.


 

نوشته شده توسط ستاره تنها در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 ساعت 5:14 موضوع | لینک ثابت


ادعا

ميخوام از آدمايي براتون بگم كه من اسمشون رو گذاشتم ادعا همونايي كه بين حرف و عملشون فرسنگها فاصله است.مثل اونايي كه دم از دين و ايمون ميزنن,از كل صورتشون فقط نوك بينيشون معلومه,هروقت بشيني پاي صحبتشون كلي برات آيه و حديث رديف ميكنن كه خودشون به هيچ كدوم از اونا عمل نكردن.انگاري فقط حفظشون كردن تا وقتي يه جووني مثل منو ميبينن شروع كنن به موعظه كردن فقط بلدن گير بدن به آدم اينو نپوش اونو بپوش اين كارو نكن اين كارو بكن.كلي برات از اون دنيا حرف ميزنن بعد پيش خودت فكر ميكني واي الان ته ته جهنمي بعد ميري بچه خودشو ميبيني از همه بدتره.يا وقتي همون آدمو تو يه جمعي ببيني نشسته به غيبت كردن حالا غيبت نكن كي غيبت كن.يا آدمايي كه نماز اول وقتشونروزشون, خمس و زكاتشون هيچ وقت ترك نميشه يه كارايي ميكنن آدم ميمونه نه به اين نماز خوندن نه به اين... خودم يكيو ميشناسم محاله سالي يه بار مشهد نره,سوريه ميره,كربلا ميره تنها جاي زيارتي كه نرفته خونه خداست اونم فكر كنم بمونه تو خماريش خدا داغشو بزاره تو دلش نماز اول وقت,روزه,تسبيح,ذكر... اما آتيش زده به زندگي بچه هاش سريع تا پسرش با عروسش يكم بحثشون ميشه ميگه بيا برو طلاقشو بده ميرم برات يه زن ديگه ميگيرم.آخه آدم ناحسابي اين حرفه تو ميزني؟جواب بچه هاي طفله معصومشو چي ميخواي بدي؟اون دنيا چه طوري ميخواي سر بلند كني؟يعني خدا با اين جور آدما چي كار ميكنه؟به نظر من كه هيچكدوم از عبادتهاي اين جور آدما قبول نيست.تمام زندگيش شده زيارت رفتن ولي چه فايده از بچه هاش غافل شده خدا به داد بچه هاش برسه كه همينجوري دارن بزرگ ميشن بدون اينكه كسي باشه بهشون بگه بچه اين راهي كه داري ميري اشتباهه مواظب باش.يا يكي از آشناهامون از اينا كه تو عروسياشون مداح ميارن كلي ادعاي مسلموني دارن اما بيا برو ببين كلي شرط و شروط واسه داماد بيچاره گذاشتن مثلا ماشين 6در كرايه كنه,فلان هتل رو رزرو كنه,انقدر مهمون دعوت كنه,عروسو ببره فلان آرايشگاه خلاصه تا ته جيبه پسره رو دراوردن بعد كه اومده بره خونه بگيره ديده اي داد بي داد ديگه پولي نمونده و بايد قرض اصكنه بره مستاجرنشيني.يكي نيست بگه شما كه ادعاتون ميشه كه مسلمونيد چرا مهموني كوچيك نگرفتين؟چرا لا نفرستادينشون سفر زيارتي؟مگه اون ديني كه شما دارين نگفته كه اصراف نكنيد؟پس چرا ....

همين ديگه تو شناسنامشون شيعن اما وقتي به عمل ميرسه..................


 

نوشته شده توسط ستاره تنها در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 6:1 موضوع | لینک ثابت


مد

ميخواستم بشينم اين سنگارو بشمرم ديدم هم تكراريه هم تمومي نداره تازه درديم ازمون دوا نميكنه.گفتم چيكار كنم خوب؟؟؟؟؟؟؟؟ به چيزاي ديگه ميپردازيم مثل همين واژه دو حرفي مد كه همرو مچل خودش كرده ميگن فلفل نبين چه ريزه هااااااااا,همين دوتا حرف كوچولو مجبورمون ميكنه ساعت ها بچرخيم تو خيابون تا بتونيم چيزي كه باب ميلمون رو پيدا كنيم ولي كو پيدا نميشه كه همه اجق وجق.آخه من نميدونم يعني چي كه هركي از ننش قهر ميكنه ميشه طراح لباس خيال كردن خيليم كارشون خوبه.امسالم مثل هرسال براي خريد عيد مكافات داشتيم.خوب آقا جون من از اين مانتو قشنگا كه آستينش تا آرنج پفيه بعد ميرسه به مچ تنگ ميشه خوشم نمياد اينم شد مدل آخه يا يه آستينش ساده است اون يكي پف داره.پارچه هاشم كه نگو معلوم نيست رومتكاييه يا پرده ايه يا بعضياشم جنس اين رو پشتي قديميا هستن بهشون ميگن اطلسي اونجوريه.شلوارهم كه نگو شيلنگ پيشش شرف داره(لوله تفنگ)به جون خودم شلوار لي يه سايز از خودم بزرگتر گرفتم اونم نه الان 6ماه پيش الان اگه 10سايزم از خودت بزرگتر بگيري بازم همون لوله تفنگه.مانتومم كه دادم خياط دوخت يعني الان چند وقتي هست كه قيد مانتو حاضري رو زدمو آويزون خياط شدم,خياطم كه قربونش برم چه قدر قشنگ ميدوزه انقدر بايد بهش گير بدي تا شايد يه چيزي شبيه لباس آدميزاد دربياره.ميگن امسال خود ايرانيا لباسارو طراحي كردن خداييش گند زدنا همون از تو ماهواره مدل بردارن مثل اينكه بهتره.مردمم كه از خودشون اراده ندارن الان گوني هم مد بشه همه ميپوشن.ميدوني اين طراحا مردم مخصوصا خانمارو كردن دلقك هرچي دلشون ميخواد توليد ميكنن.مانتو چين چين در طبقات مختلف يه طبقه دو طبقه سه طبقه الا آخر.آستين كلوش چين دار با چينهاي مختلف سوزني ساده چين دالبري,مانتو در ابعاد مختلف يا انقدر بلنده كه ميره زير پاشون يا انقدر كوتاه كه تي شرت پيشش پادشاهي ميكنه تازه بعضيا هم ميرن يه سايز از خودشون كوچيكتر ميگيرن دو سه نفري امدادرساني ميكنن تا دكمه هاشو بهم برسونن.اين از مانتوها روسريا رو كه نگو هرروز اندازش آب ميره همين كه 20سانت وسط سرو بگيره كفايت ميكنه باقيش واسه نامحرم حلاله.گند زدن تو مملكت بعد ميگن جامعه اسلاميه.اين وضع لباس پوشيدنشونه حالا چون من دخترم زياد به لباساي آقايون دقت نكردم ولي چشم آب نميخوره وضع اونا هم بهتر از ما باشه.رفتيم يه مغازه فروشنده مقنعه پوشيده بود تا وسط سرش از پشتم موهاش بيرون البته مقنعه كوتاه نبودا موهاي اون بلند بود.جلوي موهاش مشكي پر كلاغي پشتش قرمز آتيشي وسط موهاشو نتونستم ببينم ولي فكر كنم اين وسط مسطا رنگين كمون شعبه زده بود.موهاي آقايونم كه درموردش چيزي نگم بهتره نميدونستم اديسون انقدر ايالوار بوده همرو برق گرفته .كم غم و غصه داشتيم درد بي درمونه لباسم بهش اضافه شد. خدا ببين چه آدمايي آفريدي همه ازدم خلاقن امسالم كه سال نوآوري و شكوفاييه چه بلايي سرما مياد.اين طور كه پيش ميره بايد واسه شلوارلي هم پارچه بگيرم برم دنبال خياط.دو روز ديگه كفشامم بايد بدم بدوزن.

 

راستي داداشاي گلم آجياي مهربون به احتمال زياد پونزدهم و سيم هر ماه وبلاگ به روز ميشه يادتون نره ها من منتظرم خونه خودتونه ديگه نيام دعوت كنمااااااااااااااا


 

نوشته شده توسط ستاره تنها در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 ساعت 9:0 موضوع | لینک ثابت


آخر کار دانشجو

خوب حالا میرسیم به اصل داستان در ادامه مطلب قبلی منظورم دانشجو یعنی...است می خوام بگم که آخر کار این دانشجوها چی میشه.البته ببخشیدا این وسط یه پیام بازرگانی هم اومدم(تنهایی) که زیاد حوصلتون سر نره.

الان بعد چند سال دانشجو مدرکشو گرفته دستشو یه کفش آهنی هم کرده تو پاش راه افتاده تو این خیابونو اون  خیابون این موسسه و اون موسسه این شرکتو اون  شرکت این...بماند اگه بخوام ادامه بدم تا صد سال دیگه هم تموم نمیشه.خلاصه بعد از چند وقت شاید به سال هم بکشه شاید که نه حتما هم ته کفش آهنی به دلیل اصطکاک با زمین از بین میره هم مدرک دانشجوی بیچاره به خاطر نگاه کردن بیش از حد به اون.خوب به هر حال هرجا رفته پروندشو باز کردنو یه نگاهی بهش انداختن دیگه توقع هم نداریم سالم بمونه.بیچاره دانشجو بعد این همه دویدن نا امید از همه جا و از همه کس یه فکری به ذهنش میرسه .اگه دختر باشه سطل و دستمال و زمین شور برمیداره اگرهم پسر باشه بیل و کلنگ و تیشه دوتایی وایمیسن سر چهارراه تا یکی بیاد دنبال کارگر.تازه شاید حواسشون نباشه البته حواسشونم که نه خوب دیگه به دردشون نمیخوره مدرکشون رو میگم قاطیه روزنامه باطله ها باهاش شیشه هم پاک کنن یا بعضیا هم یه قاب خوششششششگگگل برای مدرکشون میگیرنو میزنن به دیوار حالا باز اگه دختر باشه میشینه تو خونه انقدر چشم میدوزه به در خونه تا گیساش میشه رنگ دندوناش دندوناشم میشه رنگ گیساش چشماشم به علت خیره شدن به در خونه و منتظر شاهزاده و اسبش شدن سویی براش نمیمونه و اگر هم پسرباشه به خاطر یه نون بخور و نمیر میره تویه کارخونه واسه کارگری.هی میخواد پول جمع کنه بره سراغ دختره که نشسته تو خونه خیره به در اما مگه میشه دیگه حتی نمیتونه چادر مسافرتی بخره بره توش زندگی کنه نمیدونه پس انداز کنه یا شکمشو سیر کنه حالا کرایه ماشینا و خرجای دیگه بماند.خیلی شانس بیاری پارتی داشته باشی یه جایی قراردادی قراردادیا نه استخدامی مشغول به کارشی پارتی هم نداشته باشی که فقط خدا به دادت برسه.

آره دوستان عزیز این بود آخر کار دانشجو ولی اینارو نگفتم که نا امید بشیدو ترک تحصیل کنیدا درس بخونید هم مدرک داشته باشید کلاس داره هم باعث افتخار نسل آینده اید مهم تر از همه باعث بالا رفتن سطح سواد کشور میشید این آخری خییییییییلییییییییییی مهمه.در ادامه به تشریح سنگهایی که نمیزارن این دو مرغ عاشق به هم برسن می پردازیم.منتظر باشید 


 

نوشته شده توسط ستاره تنها در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 ساعت 15:11 موضوع | لینک ثابت


تنهایی

تنهایی شاید برای بیشتریاتون واژه آشنایی باشه.اینو می نویسم برای تنها برای عاشق تنها برای داداشی جونم که فکر میکنه فقط خودش تنهاست و می نویسم برای دله ستاره تنها.الان که دادرم مینویسم دقیقا شب ۴شنبه سوریه یعنی ۲۸/۱۲/۸۶ نمی خواد برین پایین متن تا ببینید راست میگم یا دروغ منظورم نوشتن روی یه تیکه کاغذه درسته که چند روزی از ۴شنبه سوری میگذره اما مهم نیست نوشتمو با تاخیر پذیرا باشید.

داشتم می گفتم ۴شنبه سوریه و من کنج یه اتاق تاریک نشستم خودمم نمیدونم تو این نور کم چه طوری دارم می نویسم ولی خوب عادتمه.دارم به آهنگ محسن یگانه گوش میدم همون که میگه:

دوباره نمی خوام چشای خیسمو کسی ببینه

یه عمر حال و روز من همینه

کسی به پای گریه هام نمیشینه

بازم دلم گرفتو گریه کردم

بازم به گریه هام می خندن

بازم صدای گریمو شنیدن

همه به گریه هام می خندن

دوباره یه گوشه می شینمو واسه دلم می خونم

هنوز تو حسرت یه همزبونم

ولی نمیشه گفت اینو میدونم

بازم دوباره دلم گرفته

دوباره شعرام بوی غم گرفته

کسی نفهمید غمم چی بوده

دلیل یک عمر ماتمم چی بوده

می نویسم با اشکام می نویسم در تنهایی می نویسم شاید آدمای زیادی اطرافت باشن اما...راست میگه محسن یگانه یه عمر حال و روز من همینه کسی به پای گریه هام نمیشینه.هیچ کس اشکامو دوست نداره اشکایی که زلال و پاکه اشکایی که از ته دلمه اشکایی که اشک تمساح نیست اشکایی که برای غصه دوستامه دوستایی که وقتی خوشحالی کنارتن چه فایده داره؟ چرا تو غصه هات تو تنهاییات کسی نیست؟خوب اگه کسی بود که دیگه تنهایی وجود نداشت عاشق تنهایی نبود ستاره تنها دیگه تنها نبود اگه کسی بود دیگه گهواره ی مرگی هم وجود نداشت که دلیل وجودشو فقط این میدونه که باید یه روزی بمیره.خیلی بده کسیو نداشته باشی و حرفات تو دلت کپک بزنه.الان همه خوشحالن دارن آتیش بازی میکنن اما من...اما من چشامو دوختم به گوشی شاید یکی پیدا بشه بهم زنگ بزنه یا یه پیام خشک و خالی بده اما دریغ... دریغ از حتی یه تک زنگه کوچولو.بی خیال غصه نخورید یه عمر حال و روز من همینه.راستی یادم نبود یکیو دارم آره همون که بالا سرمه اگه اون نبود...وای دق می کردم چون جز اون حرف دلمو به هیچ کس نمیگم.خدا جون خیلی دوست دارم خیلی بیشتر از خیلی هیچ وقت برات فرقی نکرده اشک رو چشام باشه یا خنده رو لبم تو همیشه با منی همیشه.


 

نوشته شده توسط ستاره تنها در پنجشنبه یکم فروردین 1387 ساعت 13:45 موضوع | لینک ثابت


دانشجو یعنی...

دانشجو یعنی فلاکت یعنی بدبختی یعنی عذاب دنیایی یعنی دویدن دنبال استاد و نمره یعنی التماس کردن به هر کس و ناکس یعنی دنبال نخود سیاه رفتن از این ساختمون به اون ساختمون شوتیده شدن یعنی از اول ترم بگردی دنبال کتاب بعد پیدا نکنی و مجبورشی با دوستت شریکی استفاده کنی.

انقدر سختی میکشی با هزار بدختی مدرکتو میگیری بعد میگن مدرکت کشکیه شماها دکتر مهندس و... نیستیدکه.آخرشم بعد این عذابهای زمینی برای ساخت برج و بزرگراه و هزارتا چیز دیگه میرن از اجنبی ها کمک میگیرن اما اگه یه بنده خدایی با کمترین امکانات یه چیزی کشف کنه هر ۸تا شبکه سرود ایران ایران دلاوران نام آوران پخش میکنه.

واسه یک جلسه کلاس در هفته باید از هفت خوان رستم بگذری تا برسی به یه جهنم دره که اسمشو گذاشتن دانشگاه واسه امتحان دادن شوتت میکنن به یه جای دیگه.تو سرما تو گرما تو برف و یخبندون باید کیلومترها از خونه دور بشی آیا برسی آیا نرسی سالم برسی یا شایدم به اون دنیا برسی.بعد میگن دانشجوها به صورت بومی قبول میشن.

من نمیدونم اینا که نمیتونن بدبخت بیچاره هایی مثل ما که اسممون دانشجو هست رو ساماندهی کنن چرا هی تبلیغ میکنن

کنکوریا امسال ۹۰درصد قبولی داریم نگران نباشید.

بی سواد با سواد یا اونایی که شانسی قبول شدن زحمت نکشیدن با کسایی که مثل چی درس خوندن هیچ فرقی ندارن.تازگیا هم مد شده اول دانشجو میگیرن بعد شروع میکنن به ساختن دانشگاه تا دانشگاه هم ساخته نشده دانشجو بیچاره باید دوباره مثل قبل تو مدرسه درس بخونه.تورو خدا یکی جواب مارو بده اینجوری مثلا دارن سطح سواد کشورو میبرن بالا؟ آخه این راهشه؟

هرکسی از ننش قهر کردرو میارن استاد میکنن آیا سوادش بالاتر از ما باشه آیا نباشه شدیم موش آزمایشگاهی روی ما تدریس کردنو تمرین میکنن یا شاید باورتون نشه خیال میکنن دانشجوهایی که مجبورن تو مدرسه درس بخونن هنوز دانش آموزن بعد براشون معلم دبیرستان میارن این نهایت فاجعه رو نشون میده.اعتراض هم کنی چی میشه؟اخراج

حالا بیچاره تر از دانشجوهای دولتی دانشجوهای دانشگاه آزادن این همه خرج میکنن بعد میگن مدرکتون رو با پول خریدین ارزش نداره که.تو همه جای دنیا ارزش مدرک دانشگاهای پولی بالاتر از بقیه دانشگاه هاست اون وقت اینجا....

واقعا ببخشید که داغ دلتون رو تازه کردم اگه اینارو نمی نوشتم میترکیدم.


 

نوشته شده توسط ستاره تنها در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 ساعت 15:30 موضوع | لینک ثابت


انواع کـد های جدید جاوا

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس